امید بخش ترین آیه قرآن

 

فاغث  یا غیاث المستغیثین

 

        انسان مؤمن هیچ گاه ازدرگاه الهی نومید نیست وهمیشه به رحمت واسعه حضرتش امیدواراست .خداوند عظیم الشأن این مهم را به کرات در کتاب انسان سازیش " قرآن کریم " به آحاد بشرگوشزد نموده است ، ازجمله  اینکه درآیه 87 ازسوره مبارکه یوسف می خوانیم :

* لا یایئس من روح الله الا القوم الکافرون *

 ترجمه : از رحمت خدا دورنمی شود مگرگروه کافران .

         واما مهمتر آنکه حضرت حق (عزوجل) بحکم شفقت وبراساس قاعده لطف وکرم به سفیر اعظمش وبا لفظ ولحنی محبت آمیزاین چنین فرموده است :

* قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفرالذنوب جمیعا انه هوالغفورالرحیم * (زمر/ 53)

             ترجمه : بگو ای بندگان من که برخود اسراف کرده اید ، ازرحمت خدا نومید نشوید که اوهمه گناهان ( کبیره و صغیره / پنهان وآشکار) شما را می آمرزد ، همانا اوآمرزنده ومهربان است .

         صاحب تفسیرشریف مجمع البیان شأن نزول این آیه را بخشش وحشی قاتل حضرت حمزه سیدالشهداء عموی گرانقدر پیامبراسلام(ص) و شهید معرکه احد میداند و امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (ع) آن را امید بخش ترین آیه قرآن نامیده است. البته شرط اصلی دربخشش ، توبه وانابه حقیقی وهمیشگی ازگناهان وتسلیم شدن محض دربرابرخداست ! چنانکه می فرماید : یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا" ....(تحریم/ 8)

 

التماس دعا – حاج داود

/ 17 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عادل

... چقدر دوست دارم یه جایی می بودم که بدور از آدمها و تشریفات و قوانین زمینیش می تونستم مثل یه بچه ی تخس بشم و یه نفس . جیغ بنفشی بکشم و بعدش حسابی گریه کنم و خالی بشم از گفتنی های نگفته ام ... درست مثل همون گلو و حنجره ای که شریعتی توصیفش می کرد ... ... مثل اینکه بازم قرص هام یادم رفته ... هذیان گویی چه صفایی داره ...

فاطمه

بر گرفته از وبلاگ شرق : دسته گل ها، دسته دسته می روند از یادها گریه کن ای آسمان ، در مرگ توفانزادها سخت گمنامید ، ای شقایق سیرتان کیسه می دوزند با نام شما ، شیادها!

یه همسفر(س.ل)

سلام.. تو دنیایی که همه چی بوی ناامیدی و طبق گفته آقا امیرالمومنین بوی بی وفایی می ده، چقد امیدبخش و آرامش دهنده اند این آیات نورانی.. ممنون..درست می گفتین.. اینجا همش درس زندگیه و بس!

یه همسفر(س.ل)

به خدا گفتم: خسته ام فرمود: لا تقنطوا من رحمت الله از رحمت خدا نا امید نشوید، گفتم: هیچکس نمی دونه تو دلم چی می گذره فرمود: ان الله بین المرئ وقلبه خدا حائل است میان انسان و قلبش، گفتم: هیچکس رو ندارم فرمود: نحن اقرب الیه من حبل الورید ما از رگ گردن به شما نزدیک تریم، گفتم: ولی اصلا انگار منو فراموش کردی فرمود: فاذکرونی اذکرکم منو یاد کنید تا یاد شما باشم...

مرتضی

سلام حاجی مهربون تر از اونی که غیبت ما رو ببخشی اما ولی ما گیر تر از این حرفاست و اگه نبخشی نمی تونیم فردا با ولیمون بیایم حاجی دل ما بازم تنگه میدونی که، الان بعد از صفینه و علی تنهاست، توی یه دوره دیگه به دنیا اومده بودیم و اینجوریشو نمی دیدیم خدا به همه ما رحم کنه

نامه سوم محمد نوری زاد به رهبر انقلاب

ای عزیز ، من احساس بی کسی می کنم . نه برای خود ، که برای همه مردم ایران . انگار مردم ایران ، این روزها بار غربت خود به دوش می برند . در غروبی غمبار . و تنها . و بلندگویی نیست که از آلام و درد آنان بگوید . زمین ، باهمه فراخناکی اش ، برای آنان تنگ شده . و عجبا که مظلومیتی با ما نیست . شرمنده ام که بگویم : ما ظالمیم . و خدا ما را دوست ندارد . و مردمی را که خدا دوست نداشته باشد ، همه داشته های عالم ، کفایتشان نمی کند . احساس می کنم "حب" خدا ازجانب خدا ، از چرخه زندگی ما دریغ شده . و شاید راز این که ما در گردونه چه کنم های تمام نشدنی گرفتار آمده ایم ، درهمین بساط حب خداست که بدست خدا از میان ما برچیده شده است . شما نیک می دانید که مردم هرقوم ، موم دست بزرگان خویشند . تا هرگونه که بخواهند شکلشان بدهند . این بزرگان قوم اند که می توانند از موم دست خود ، اشکال هیولاگون ، و یا انسان گون بسازند . و ما ، در این سالهای پس از انقلاب ، موم دست شما بزرگان خود بوده ایم . به امید روزی که از موم ما پرندگانی بسازید و با دم مسیحایی تان ، به پرواز مان درآورید .

نامه سوم محمد نوری زاد به رهبر انقلاب

احساس می کنم شما بزرگان ، ما را جوری شکل داده اید که خدا از تماشای ما ، دوستی اش را از ما دریغ کرده است . خدا از تماشای شکل ما راضی نیست . از ما خوشش نمی آید . تمایلی به شاکله ما ندارد . و من ، خدا را می بینم که از تماشای ما چندشش می شود . راز این محبتی که در میان ما نیست ، و ما نسبت به همنوعان خویش ، اینگونه غلیظ و غضبناکیم ، شاید درهمین شکل نامتجانس ما باشد . و شاید راز تنهایی ما در جهان به این بزرگی ، که ملت ها تمایل چندانی به مراوده با ما ندارند ، به همین شکل ناجور ما مربوط باشد . قرار بود با این انقلاب ، ما توسط شمایان ، شکل دیگری از انسان بودن را نشان جهانیان بدهیم . قرار بود به همگان بیاموزیم که اگر بلد نیستند انصاف و عدل و عشق بورزند ، به تماشای ما شتاب کنند . اگر راه روشن " شکر" را بلد نیستند ، به قدم های ما بنگرند . ما با شما قرار بود به اکتشاف قاره های کشف نشده معنویت بشری شتاب کنیم . ما به قول هانری کوربن فرانسوی ، قرار بود ، ایران را – پارس را – نه فقط سرزمینی برای یک ملت ، نه فقط خاطره ای از یک امپراطوری بزرگ ، که بعنوان یک عالم معنوی و کانون تاریخ مذاهب به دنیا بشناسانیم

نامه سوم محمد نوری زاد به رهبر انقلاب

اما چه دردناک که من ، در این غروب عرفه ، همان سرگردانی و بی کسی سیدالشهدا را در این ملک : برای دین خدا می بینم . با مردمی که بیش از سایرین ، علم حسین را برافراشته اند و بیش از سایرین ، به او جفا کرده اند . حسین حسین کرده اند و جز بظاهر ، به ذات سخن او راه نبرده اند . از نام حسین ، نان خورده اند و برای او ، که آزادگی را حتی در سپاه دشمن می جسته است ، آبرو بر نیاورده اند . اینگونه است که می گویم : شما بزرگان قوم ، شکل خوبی از ما نپرداخته اید . وبهمین دلیل است که می گویم : خدا مارا دوست ندارد . ما به زعم خود ، دیواری ضخیم و نفوذ ناپذیر در اطراف خویش آراستیم تا گزندی به ما نرسد . و برای بالا بردن این دیوار ، از ناب ترین فرزندانمان بهره بردیم . فرزندانی که داوطلبانه ، جسم خود را ملات جرزهای این دیوار کردند . به امید این که مردمان و آیندگان و بشریت ، در پناه این دیوار ، به رشد برسند . این دیوار ، ای عزیز ، مدت هاست که ترک برداشته . و نگران نسیمی است که هیبت طوفان بگیرد .

حاج خانوم پرستار

سلام عمو جون جونی!کم پیدایی!؟درسته که ما مراممون مشکل داره و نظر نمیذاریم اما همیشه از مطالبتون استفاده میکنیم! منتظریم....

یه همسفر(س.ل)

منم همون که حاج خانوم پرستار گفت!! منتظریم آپ کنید حاج آقا...